تبليغاتX
هويت ايراني

تلويزيون ملي ايران

نوشته شده توسط سارا در 88/03/31 |

مناظره احمدي نژاد و موسوي سرفصل جديدي در مخاصمات دروني رژيم ولايت فقيه

احمدىنژاد و موسوى نخستوزير پيشين آخوندها در جريان آنچه كه بهعنوان مناظره تلويزيونى اعلام شد، عمق شكاف و بحران درونى رژيم آخوندى را به شكل بىسابقهيى به نمايش گذاشتند.
آنها به گوشههايى از دزدى، غارت، سركوب، كشتار، تروريسم و فريب و نيرنگ در حكومت آخوندى كه توسط بالاترين سران اين حكومت صورت مىگيرد اذعان كردند.
گماشته ولىفقيه ارتجاع براى اولين بار با اسم و رسم به دزديهاى رفسنجانى، ناطق نورى، كرباسچى و برخى ديگر از سران و مهرههاى رژيم آخوندى اعتراف كرد.
پاسدار احمدىنژاد هم‌چنين درباره ارسال مواد منفجره توسط رژيم آخوندى به مكه در دوران موسوى نخستوزير خمينى كه منجر به كشتار شمار زيادى از حجاج ايرانى شد و رژيم آخوندى آن را به دروغ به مجاهدين نسبت مىداد گفت: در دوره جناب آقاى موسوى، از گذرنامه و فرودگاه ايشان چى آن‌جا بردند و دستگير شد و چه بساطى عليه كشور راه افتاد. همين را مىگويم كه رابطه ما با آنها قطع شد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سارا در 88/03/16 |

 

دبيرخانه شوراى ملى مقاومت ايران امروز با صدور اطلاعيهيى اعلام كرد: پاسخ ملت ايران به نمايش انتخابات رياست جمهورى رژيم آخوندى فقط طرد و تحريم است متن اين اطلاعيه از اين قرار است:

مردم ايران، نمايش انتخابات رياست جمهورى رژيم نامشروع آخوندى را هم‌چون نمايشهاى قبلىاش قاطعانه تحريم مىكنند و يك بار ديگر و محكمتر از هميشه دست رد به سينه فاشيسم دينى حاكم بر ايران خواهند زد.

انتخابات در اين رژيم تنها ابزارى براى تحكيم سلطه ديكتاتورى مذهبى و تقسيم قدرت در ميان باندهايى است كه وجه مشترك آنها دست داشتن در كشتار و سركوب، صدور تروريسم و بنيادگرايى و چپاول ثروتهاى مردم ايران است. از اين‌رو پاسخ ملت ايران به اين نمايشها فقط طرد و تحريم است و كسى جز عوامل سركوب و غارت و جيره خواران اين رژيم، كه بيش از 3درصد جامعه را تشكيل نمىدهند، در اين نمايش قلابى شركت نمىكند و هر گونه امداد رساندن به اين نمايشها آب ريختن به آسياب سركوب و ترور اين ديكتاتورى ضدبشرى است.

سردمداران رژيم به خوبى مىدانند اگر براى رأى مردم كمترين احترامى قائل باشند و به انتخابات آزاد گردن بگذارند بلافاصله و براى هميشه از صحنه تاريخ ايران حذف خواهند شد، به همين خاطر است كه به فراخوانهاى مكرر مقاومت ايران طى سه دهه گذشته مبنى بر برگزارى انتخابات آزاد تحت نظارت ملل متحد و در چارچوب حاكميت مردم، تنها با سركوب بيشتر پاسخ دادهاند.

در ادامه اطلاعيه دبيرخانه شوراى ملى مقاومت آمده است:
در نظام منحوس ولايت فقيه، تمامى اهرمهاى قدرت در دست ولىفقيه است و رئيسجمهور چيزى جز يك گماشته گوش به فرمان نيست. طبق اصل 110 قانون اساسى، ولىفقيه سياستهاى رژيم را تعيين مىكند و فرماندهان عالى نظامى و پليس و سپاه پاسداران و هم‌چنين بالاترين مرجع قضايى، رئيس شبكه واحد راديو و تلويزيون كشور و ملايان شوراى نگهبان را منصوب مىكند. طبق اصول 99 و 93 قانون اساسى، شوراى نگهبان منصوب ولى فقيه، بر هر انتخاباتى نظارت مىكند، و تعيين صلاحيت كانديداها را برعهدهدارد. طبق قانون انتخابات، كليه انتخاب شوندگان بايستى «اعتقاد قلبى و التزام عملى به ولايت فقيه» داشته باشند.

نتيجه و تكليف نمايش انتخابات رياست جمهورى كه قرار است ماه آينده برگزار شود، پيشاپيش توسط ولىفقيه رژيم تعيين شده است. او تمامى تدابير لازم را براى تقلبهاى نجومى و ارائه ارقام قلابى شركت كنندگان و نهايتا در آوردن كانديداى مطلوب خودش بهعمل آورده است.

سپاه پاسداران مجرى اصلى نيات شوم خامنهاى و صحنه چرخان انتخابات است. 4سال پيش نيز اين سپاه پاسداران بود كه به خواست او، پاسدار احمدىنژاد را از صندوقهاى راى بيرون آورد. ولىفقيه رژيم كه از بايكوت سراسرى انتخابات توسط مردم ايران مطمئن است، براى سازمان دادن تقلبهاى كلان، اين بار رسماًًًًًًًً و علنا خواستار ورود بسيج سپاه پاسداران به فعاليتهاى انتخاباتى شده است.

كانديداهاى اصلى نمايش جديد، به‌خوبى از ماهيت اين نمايش خبر مىدهند. پاسدار احمدىنژاد، رئيسجمهور فعلى رژيم، پاسدار رضايى سركرده سابق سپاه پاسداران، ميرحسين موسوى، نخستوزير 8سال دوران جنگ ضد ميهنى و يكى از اصلىترين دستاندركاران صدور تروريسم و اعدام زندانيان سياسى، از جمله قتل عام 30هزار زندانى در تابستان 1367 و آخوند مهدى كروبى، رئيس سابق مجلس آخوندها، اصلىترين كانديداها مىباشند. آنها ساليان متمادى بالاترين مناصب را در اين رژيم برعهده داشته و در عداد بزرگترين جنايتكاران تاريخ معاصر ايران هستند. ، آنها با هر معيارى مىبايست بهخاطر جنايت عليه بشريت محاكمه شوند.

 

 

نوشته شده توسط سارا در 88/03/11 |

 

انتخابات در ايران!!!!

رژيم چرا اين  انتخابات را شكل مي دهد؟ در ايران حكومت آخوندي موضوعي به اسم انتخابات معني ندارد و به اصطلاح به آن مي گوئيم انتصابات ويا انتخابات نمايشي و فرمايشي. انتخابات يك نمايش خيمه شب بازي بيش نيست، چرا؟ براي اينكه همه چيز در دست ولايت فقيه است. ولي فقيه است  كه همه چيز را تعيين تكليف مي كند و خواست اوست كه اجرا ميشود. بقيه اش ديگر حرف و شعار است براي همين است كه ميگوييم نمايش انتخاباتي راه انداخته است  

موسوي و كروبي و محسن رضايي بدستور شخص خامنه اي وارد صحنه شده اند كه انتخابات را داغ كنند. در يك كلام براي ولي فقيه رژيم چون خودش احمدي نژاد را پيشاپيش انتخاب كرده و ميخواهد به قيمت حتي تقلبات زياد او را روي كار بياورد، آنچه كه مهم است به قول خودش مشاركت مردم است يعني صحنه رأي دادن مردم سرد نباشد. كمااينكه خامنه اي گفت اگر مردم به صحنه نيايند خطرناك است... به همين دليل اين خيمه شب بازي و مناظره را راه انداخته است. و حتي تلاش ميكند با كشاندن مردم به پاي صندوق رأي با ترفند اينكه بين بد و بدتر كاري كنيم كه حداقل بد روي كار بيايد و بلاي 4سال پيش(آمدن احمدي نژاد) به سرمان نيايد، بايد گفت اين هم يكي ديگر از ترفندهاي رژيم است كه بتواند مردم را پاي صندوق رأي بكشاند و بازار انتخابات را گرم كند و در نهايت با تقلبات نجومي احمدي نژاد را مجددا سركار بياورد.

  بايستي از اين رژيم و ولايت فقيه آن پرسيد اگر تو درست ميگويي كه انتخابات راه انداخته اي پس چرا از 400 نفر  و اندي كه براي كانديد رياست جمهوري اسم نويسي كردند فقط چهار نفر انتخاب شدند؟ بايستي پرسيد چرا لاريجاني و قاليباف كه چهارسال پيش كانديداي رياست جمهوري شده بودند چرا امسال كانديد نشدند؟ براي اينكه نخ اين نفرات دست ولي فقيه است، او حتي تحمل لاريجاني را كه دبير شوراي امنيت بود نداشت چون شاخ و شانه مي كشيد و زير دست احمدي نژاد قرار نمي گرفت، ولايت فقيه  مجبور شد او را بردارد و به جاي آن سعيد جليلي را بگذارد كه زير دست احمدي نژاد جا شود. يعني دستگاهش را از احمدي نژاد مي چيند چون او خط ولايت فقيه را پيش مي برد.

خامنه اي مي داند كه با اين نفرات توان كار كردن ندارد و آنها خط ولايت فقيه را پيش نمي برند.

چرا خامنه اي ، مجبور است در هر سخنراني كه مي كند مجددا احمدي نژاد را حمايت كند؟ چون او تنها كسي است كه بي شكاف خط سرخهايش را پيش مي برد.

خط سرخهاي ولي فقيه :

اتمي  (انرژي هسته اي حق مسلم ماست)

مجاهدين (تنها اپوزيسيون سازمانيافته وبي بديل آخوندها)

سركوب (اعدام ها وشكنجه ودستگيري و...)

اگر يادتان باشد خاتمي هم با شعار آزادي و پز دمكراسي واصلاحات  وارد شد  ولي پس از8 سال چيزي تغيير نكرد و بخوبي اثبات كرد كه اين رژيم حتي قادر نيست قطره اي آزادي به مردم بدهد و همينكه شكافي بگذارد تمام رژيمش از هم خواهد پاشيد.

 درحال حاضر تماميت رژيم بعد از تجربه 8 ساله خاتمي در انزواي مطلق است. چه از جانب جوامع بين المللي وچه از جانب مردم در داخل ايران. بنابراين هدف فعلي خامنه اي بازار گرمي انتخابات است.

 بطور واقعي موسوي و كروبي  ومحسن رضايي وزني ندارند و اهميت و ارزشي ندارند. بهمين دليل خامنه اي اجازه داد كه شوراي نگهبان در بين 400 و اندي نفر همين 4 نفر را بيرون بكشد و همين خيمه شب بازي توسط شخص ولي فقيه اداره مي شود.

بنابراين:

همـه بايد هوشيـار بوده و تماميت اين انتخـابات را تحريم كرده و پاي صندوقهاي رأي حاضر نشوند وهمچنين تقلبات  نجومي رژيم را افشاء نمايند

 

 

 

نوشته شده توسط سارا در 88/03/11 |
سلام اين اطلاعيه را از طرف جمعي از بچه هاي دانشگاه ايران دريافت كرديم

بيانيهي دانشجويان آزاده تهران,  دم جنباندنهاي باند “تحكيم وحدت” را افشا كنيم

در آستانهي شعبده بازي انتخابات رياست جمهوري حكومت, بار ديگر باند “تحكيم وحدت” با توهين و اهانت به سرمايهي بي نظير ملي مردم ايران و با ناسزا گويي به نسلي كه تمام قامت در مقابل مهيبترين ديكتاتوري تاريخ ايران, قد علم كرد و با فداي حداكثر, از شرف و حيثيت  ملي ما در قبال چپاولگران و جنايتكاران, حفاظت و حراست نمود, دم ميجنباند تا شايد شياد ديگري مثل مير حسين موسوي را مانند 8 سال حكومت ننگين خاتمي,  به دانشگاههاي ايران, قالب كند.

باند “تحكيم وحدت” در اطلاعيه روز 13 ارديبهشت روابط عمومي خود, آشكارا از لباس شخصيهاي وزارت اطلاعات كه شكارچيان بي رحم دانشجويان آزاديخواه ميباشند, دفاع كرده و با دم جنباندنهاي مشمئز كننده در مقابل ارگان لباس شخصي ها و بدون كمترين شرمي مينويسد:

«اکنون بيش از سه ماه از بازداشت دانشجويان اميرکبير مي گذرد و تاکنون هيچ خبري مبني بر اينکه وزارت اطلاات رسماً مسئوليت بازداشت و بازجويي از آنان را برعهده بگيرد وجود نداشته است.»

اطلاعيهي “تحكيم وحدت” چند سطر  بعد دستش را رو ميكند و نشان ميدهد كه صغرا و كبري چيدنهاي اين باند در مورد “اعترافات ساختگي” براي دانشجويان و “به شدت تحت فشار” قرار گرفتن آنها, سرپوشي است تا اين باند, حرف اصلي خود را بزند و به اصطلاح “شخصيتهاي برجسته نظام” را معرفي كند. روابط عمومي اين باند مينويسد: «اين روزها حتي شخصيتهاي برجسته نظام چون مهدي کروبي و ميرحسين موسوي هم به سبب تهديد جايگاه احمدي نژاد در انتخابات رياست جمهوري از اين قبيل تهمتها برکنار نيستند و کيهان و کيهان نشينان رسما آنها را به عامل اسرائيل بودن متهم مي سازند!! و صدالبته که ديگر چنين سناريوهاي نخ نمايي رنگي براي ملت ندارد.»

باند شياد “تحكيم وحدت” براي اين كه وفاداري خود به نظام ولايت فقيه را به طور مادي و ملموس نشان دهد, مجاهدين خلق ايران را “منافقين” و شكنجه گران را “بازجويان محترم” بيان ميكند و با خفت و خواري  ادامه ميدهد كه دستگاه قضايي « با طرح “ارتباط آنان (دانشجويان) با مجاهدين خلق” اقدام به لجن پراکني نسبت به دفتر تحکيم وحدت و اعضاء آن که پيشتاز مقاومت در دانشگاه خصوصاً در طول 4 سال گذشته بوده اند نمايند.»

خطاب به گردانندگان اين باند و مشاطه گران باندهاي شياد ميگوييم: خاطر جمع باشيد, با هزاران هزار تن مواد مختلف چسبنده, نميتوان شما را به رشيدترين فرزندان اين خلق, نسبت داد تا چه رسد به چسباندن. شما با شرافت و كرامت يك انسان آزاده, سالهاي نوري فاصله داريد. 

اين باند در اوج وقاحت, به نام دانشجويان مينويسد: « آقايان آنچنان از دانشجويان آزاديخواه عصباني اند که براي انتقام کشي خود از زنده کردن جنازه گروهک مضمحلي چون مجاهدين خلق نيز پروا ندارند.»

اين باند فراموش كرده كه دوران دجاليت با تمامي جنايات خود در حال سپري شدن است. چگونه اين باند به نام مقدس دانشجو به خود حق ميدهد كه به سرفرازترين اپوزيسيون حكومت حاكم ناسزاهاي شكنجه گران را نثار كند!! كي و در كجا در تاريخچهي 75 ساله دانشگاههاي ايران, دانشجويان عليه اپوزيسيون حكومت وقت, حرفهاي شكنجه گران را تكرار كردهاند؟ حتي اگر با فكر و انديشهي آنان نيز مخالف بودند, اما هرگز از احترام به آنان چيزي كم نگذاشتند.

اما اين باند با همان فرهنگ شكنجه گران و جنايتكاران, اين بار به سران لباس شخصي ها خط ميدهد كه: « هرگونه انتساب فعالين دانشجويي به گروهک منفور و فراموش شده مجاهدين خلق .... آب به آسياب آن گروهک تروريستي خواهد ريخت و آنها را در اذهان زنده مي کند ... نسل جوان دانشگاهي و حتي توده مردم در قبال چنين شايعات موهني “اعلام موجوديت دوباره” و “تحرک” آن سازمان را نتيجه خواهد گرفت...»

عجب!! سطور بالا را مجددا بخوانيد تا مشاهده كنيد كه باند بچه  شكنجه گران با اين حرفها, جز ترس و وحشت خود از فرزندان رشيد ايران زمين, چيزي به نمايش نميگذارد. اين باند مانند پدران جنايتكار خود كه در كابوس وحشت از مجاهدين, حتي  استخوانهاي باقيمانده از شهداي آنان را از گلزار خاوران به جاهاي نامعلومي منتقل ميكنند, به خود ميلرزند.

دانشجويان آزاده ايران

باندهاي مختلف حاكميت سركوبگر, بازهم ميخواهد براي رونق دكان كسب و كار انتخاباتي رياست جمهوري خود كه هيچ ربطي به مردم ايران ندارد, از ساحت مقدس دانشگاهها و دانشجويان سوء استفاده كند. باند خطرناك “تحكيم وحدت” زمينه ساز و جاده صاف كن اين سوء استفاده است.

اجازه ندهيم كه دانشگاهها و دانشجويان به مطامع پليد باندهاي مختلف آلوده شود. آلوده كردن دانشگاهها و دانشجويان به اين مطامع پليد باندها, بالاترين توهين به دانشگاه و دانشجوست.

هرگونه فعاليت انتخابات رياست جمهوري و برگزاري هرگونه سخنراني و يا جلسه در دانشگاهها به نفع اين يا آن كانديدا يك امر كثيف و پليد است و پيشاپيش محكوم ميباشد و گردانندگان آن را بايد افشا و از دانشگاهها بيرون ريخت.

جمعي از دانشجويان هوادار سازمان مجاهدين خلق ايران-ارديبهشت 1388

 

نوشته شده توسط سارا در 88/02/30 |

 

دانشگاه سنگر آزادي است, نه جولانگاه باندهاي مختلف حكومت ديكتاتوري سياه

ساحت دانشگاه را از لوث تبليغات باندهاي حاكم تطهير كنيم

 

شركت دار و دسته باصطلاح اصلاح طلب, در سركوب 30 ساله مردم ايران: 

  1. سركوب شديد مخالفين

ماهيت باند به اصطلاح اصلاح طلب را بشناسيم. از زمان روي كار آمدن خميني, خيابانهاي شهرهاي مختلف,  ميدان تاخت و تاز دارو دستهاي بنام “خط امام” بود. اين دارو دسته اهرم سركوب رژيم عليه مردم بود. با شعارها و با بكار گرفتن قمه و زنجير و اسيد و دار و دشنه,  به دكه هاي روزنامه ها, به كتابخانه ها و به دفاتر گروههاي سياسي حمله مي كردند. براي ايجاد رعب و وحشت, صدتا صدتا در خيابانهاي شهرهاي مختلف, باند بسته برسر و با موتورسيكلتهاي بسيار قوي زنجير و قمه بدست در خيابانهاي تهران با سر و صداي زجرآور رژه ميرفتند....

به زنان حمله ميكردند. كارمندان زن را از وزارتخانه ها بيرون مي ريختند و تهمتهاي ناروا به آنان ميزدند....

در قتل و شكنجه آزاديخواهان و بي گناهان دست بالا را داشتند...

ماجراي گروگان گيري اعضاي سفارت امريكا را با دستور مستقيم خميني و تحت اشراف آخوند موسوي خوئينيها ايجاد كردند كه دلايل آن را بارها و بارها گفته اند...

سركوب تظاهرات مسلمات آميز نيم مليون نفري مردم تهران را در 30 خرداد 60 به دستور خميني عملي كردند....

براي به زانو درآوردن مجاهدين در زندان, بيش از 70 نوع شكنجه ايجاد كردند....

 

  1. قتل عام زندانيان

در قتل عام زندانيان در سال 67, آخوند موسوي خوئينيها دادستان كل بود و حسين موسوي نخست وزير بود . وقتي در زمان خاتمي روزنامه آريا كه از قضا مربوط به باند باصطلاح اصلاح طلبان بود, نوشت كه بايد “پرونده اعدام زندانيان باز شود”, شخص خاتمي بلافاصله دستور بستن آن را داد و اين روزنامه را شخصا تمام كش كرد.  

  1. قتلهاي زنجيرهاي

يكي از جنايتهاي اين رژيم, دست يازيدن به قتلهاي زنجيرهاي و مخفيانه بوده و هست. در جريان رو شدن اين قتلها ببينيم اين شيادان به نام اصلاح طلبان چگونه همه ردها را پاك كردند و دست خودشان و ساير جنايتكاران را تميز نشان دادند.

خاتمي در مورد قتل فروهر گفت: ممكن است «دستهايي در خارج باشند كه بخواهند ايجاد نا امني كنند»

خاتمي 6 روز بعد گفت: اين قتلها «نقشه‌هاي شوم دشمنان استقلال و آزادي ميهن اسلامي» است.

خامنه‌اي هم، اين قتلها را «توطئهٌ دشمن براي القاء نا امني» در كشور و «تكميل‌كنندهٌ ديگر توطئه‌هاي استكبار» توصيف كرد.

ناطق نوري رئيس مجلس آخوندي نيز تأكيد كرد: «اين حركت از خارج كشور هدايت و حمايت مي‌شود» روز قبل از آن نيز 140‌ نمايندهٌ مجلس, قتلها را به «مجاهدين» و «سرويسهاي جاسوسي بيگانه» نسبت دادند.

آخوند يزدي رئيس قوهٌ قضاييه از ديگر سران رژيم, عقب نيافتاد و در نماز جمعه تهران گفت: «دشمنان در خارج كشور براي بي‌ثبات كردن پايه‌هاي نظام» ميخواهند، «با قتلهاي پيچيده جمهوري اسلامي را نا امن جلوه دهند»

ملاحظه ميكنيد تا آنجا كه به موضوع جدي برميگردد, در اين بازي کثيف, همهي جناحها آلوده هستند و دستشان تا مرفق به خون مردم بي گناه, آغشته است. 

يك روزنامه از قول اصغرزاده (گروگانگير سابق كه اينك از طرفداران پرو پاقرص خاتمي شده است) نوشت: «اگر مشابه يكي از اين اتفاقها در كشوري مانند كرهٌ‌ جنوبي رخ مي‌داد، بي‌ترديد كابينه جا‌به‌جا مي‌شد…»

روز 18 ديماه 77 خاتمي به عنوان رئيس جمهور كشور برسر قبر خميني, در مورد پروندهي قتلهاي زنجيرهاي, گفت قاتلان «انسانهاي خيلي ساده كه مي‌توانند ابزار دست دشمنان اصلي بشوند» هستند. او سپس گفت «خدايا … رهبر معظم انقلاب اسلامي را مؤيد و منصور بدار…», 

عليجاني، سردبير نشريهٌ ايران ‌فردا، در مصاحبه با روزنامهٌ آريا, در بارهي قتلهاي زنجيرهاي گفت: «به نظر من راه اصلي حل اين پرونده رفتن به‌گذشته و باز كردن پرونده اعدام وسيع زندانيان سياسي در تابستان 67 است كه بايد تمامي كساني كه در آن پرونده مشاركت داشتند در اولين قدم بركنار و خانه‌نشين شوند». او گفت: «آن غده سرطاني كه باعث آن فاجعهٌ انساني شد و ... از آن پس هم همان پروژه را به‌قتل‌عام درماني و پاك كردن صورت مسأله در پيش گرفت. ‌اما اين بار اين اعمال  را در خيابان و بيابان انجام داد تا هزينه اش كمتر باشد‌»

خاتمي قتلهاي زنجيره‌يي سياسي را ـ‌كه شمار آنها به‌اعتراف ايادي خود رژيم تا 200 فقره نيز ذكر شده, با وقاحت تمام «چهار‌تا قتل ناشي از يك انحراف» در وزارت اطلاعات قلمداد كرد

  1. كشتار دانشجويان در قيام 78:

قيام دانشجويان در 18 تيرماه 78 (ژوئيه 1999) و سرکوب وحشيانهي اين قيام با مشارکت فعال خاتمي و جناح او, نقطه عطفي در سقوط سياسي خاتمي, به خصوص در بين حاميان وي در خارج ايران بود. خاتمي نشان داد, همچنانکه مقاومت ايران بارها اعلام کرده بود, او هم يک جنايتکار مانند ساير جنايتکاران در رژيم فاشيسم مذهبي ايران است. او فقط دستکشهاي سفيد به دست کرده که چنگالهاي خونين وي ديده نشود.

قيام دانشجويان در تيرماه 78 (ژوئيه 1999), مرگ  سياسي خاتمي و پايان مانورهاي ”اصلاح طلبانهي“ وي و انصارش بود. حال ببينيم واقعيت اين قيام چه بود؟

«تظاهرات دانشجويان كه ابتدا تصور مي‌شد به حمايت از خط خاتمي به ميدان آمده‌اند، به اعتراض و خشم عليه دولت او تبديل شد… بنا براين خاتمي مجبور شد دانشجويان را سركوب كند. درحال حاضر او عهد كرده است كه خانه به خانه براي دستگيري رهبران اين تظاهرات، اقدام كند و مردان و زنان جواني را كه تاكنون خود را حامي آنها مي‌دانست، به زندانها بيندازد»

«خاتمي رئيس جمهوري سه‌شنبه ‌شب با محكوم كردن تظاهرات دانشگاهها و روي آوردن به “استفاده از زور“  براي به‌دست گرفتن مجدد اوضاع، هواداران خود را به‌خاطر اين ميزان دنباله‌روي از ”رهبر“ خامنه‌اي، غافلگير كرد.... ديگر دستور صادر شده بود: ”دست كساني را كه عليه نظام مقدس اسلامي توطئه مي‌كنند بلافاصله قطع كنيد»  همين روزنامه يعني فيگارو سه روز بعد نوشت: «... خاتمي به سراي جمهوري اسلامي تعلق دارد... او از آغاز به‌خميني پيوست و از نزديك در ادارهٌ اموركشور شركت داشت: در شوراي‌عالي جنگ و سپس به‌ مدت 9سال به‌عنوان وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي…»

«اكنون به‌اثبات رسيده است كه خاتمي، رئيس‌جمهور رژيم ايران، آن ”ميانه‌رو“يي كه آمريكا و اروپا و اعراب رويش سرمايه‌گذاري كرده‌بودند، ‌نيست. او بخشي از دستگاه حاكميت مذهبي است كه در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ايران، تاريخچهٌ  خودش را دارد. او هم صاحب همان شهرت و زمينه‌يي است كه هاشمي رفسنجاني، ”ميانه‌رو“ قبلي داشت.»

«در هفته‌يي كه قيامها جريان داشت، خامنه‌اي و خاتمي نيز نقش خود را عوض كرده بودند. خاتمي به رغم آن همه  پيام اصلاح‌طلبانه و رفتار دوستانه‌يي كه قبلاً نشان داده بود، نقش خود را آشكار كرد... او چنان كه قبلاً هم اين كار را كرده بود، نقش پليس بد را ايفا كرد  و هشدار داد كه هر كاري لازم باشد براي برقراري نظم عمومي انجام خواهد داد»

مطالب فوق, روايت رسانههاي غربي از سرکوب قيام دانشجويي بود.

اين درحالي است که خاتمي و ”معماران“ دوم خردادي وي, ميخواستند مثل هميشه دوبله بخورند. يعني به حاميانشان در خارج و هم به خصوص به حريف خود در داخل چنين وانمود کنند که جنبش دانشجويي در حمايت از خاتمي است.   

اخبار از قول روزنامه هاي خاتمي چي: «برخي منابع آگاه معتقدند سه تا پنج نفر در حادثهٌ كوي دانشگاه تهران به‌شهادت رسيده‌اند و بالغ بر 50‌ نفر نيز مجروح شده‌اند»  روزنامه صبح امروز به‌نقل از يكي از دانشجويان دانشگاه تهران نوشت: «تعداد كشته‌شدگان به 9‌نفر رسيده است». روزنامه ديگري نوشت: ‌«دو دانشجوي 23ساله كه بر اثر شليك گلوله توسط اسلحه كمري مجروح شده‌اند، در حال حاضر در اغما به‌سر مي‌برند و پزشكان معتقدند كه يكي از آنها فوت خواهد كرد» اين روزنامهٌ به‌نقل از يك  عضو  دانشگاه تهران نوشت: «دهها تن از دانشجويان كه حال آنان وخيم گزارش شده، در دست نيروهاي امنيتي هستند و متأسفانه تلاشها و پيگيريهاي ما براي كسب خبر از آنان بي‌نتيجه مانده است. وي تأكيد كرد، دانشجويان مجروح حادثه اخير توسط نيروهاي انتظامي از سه بيمارستان دكتر شريعتي، ابن‌سينا و هزار تختخوابي، جمع‌آوري شده و به بيمارستانهاي اين نهاد منتقل شده‌اند».سرکوب دانشجويان در تير 78 فقط به دانشگاه تهران ختم نشد. در دانشگاه تبريز جنايت مأموران خاتمي هولناکتر از دانشگاه تهران بود. «فاجعه در دانشگاه تبريز صدبرابر دلخراش‌تر از فاجعهٌ كوي دانشگاه تهران بود و تاكنون از اين واقعه آمار دقيق ارائه نشده است. رقم مجروحان 100‌نفر تخمين زده مي‌شود.»  همچنين در تبريز «هنگامي كه دانشجويان مشغول شعار دادن بودند ناگهان يكان ويژهٌ نيروي انتظامي با همراهي گروه فشار از دو‌طرف به‌سوي آنها حمله آوردند و در اثر اين تيراندازي بيش‌از 30دانشجو به شدت مصدوم شدند».

در اين رابطه, رفسنجاني طي يك سخنراني فاش ساخت:‌ «مقامات عالي مملكت در مذاكرات فشرده، متمركز و جدي از ريشه,  مسائل را حل كردند و لازم نبود در آن موقع همه چيز با مردم در ميان گذاشته بشود». وي هم‌چنين از نيروي انتظامي, تقدير كرد و گفت :‌”اين نيرو شايسته تقدير و تشكر است, ما بايد از آنها متشكر باشيم».

مسئله فقط به گفتههاي رفسنجاني ختم نميشود. يک هفته بعد راديو و تلويزيون رژيم اعلام کردند که در گردهمايي سراسري فرماندهان نواحي حوزه‌ها و پايگاههاي مقاومت،‌ پاسدار محمد حجازي فرمانده نيروي بسيج با اشاره به درگيريها و وقايع اخير در شهر تهران گفت «حضور شما يادآور روزها و صحنه‌هاي پرشور دفاع مقدس بود. چهره‌هاي نوراني و عزم و ارادهٌ شما باعث سركوبي دشمنان اسلام شد».

روزنامهٌ جمهوري اسلامي متعلق به خامنهاي در مطلبي با عنوان «محارب يا مخالف» نوشت: «با محارب چگونه بايد رفتار كرد؟ آيا روشهاي مسالمت‌آميز با اشرار و محاربان، مصداق ترحم بر پلنگ تيزدندان نيست؟ آيا به‌راستي در نظام اسلامي اجراي حكم خدا اهميت و تقدم دارد، يا تأمين نظرات فريبكارانه مدعيان حقوق‌بشر؟»

ملاحظه ميشود که وضع چقدر وخيم بود و با چه شدت و قساوتي جنبش دانشجويي سرکوب شدهاست. محمد حجازي که يکي از فرماندهان جنگ 8 ساله بين ايران و عراق بود, ”سرکوبي دشمنان اسلام“ يعني دانشجويان را ”يادآور روزها و صحنههاي پرشور دفاع مقدس“ ميداند. يا روزنامه جمهوري اسلامي آنها را ”محارب“ با خدا مينامد.

حال بگذاريد ببينيم شهود صحنههاي اين سرکوب, 8 ماه بعد از قيام دانشجويان, در جلسه دادگاه ”متهمين“ دانشگاه, چه ميگويند؟

اين شهود يعني دانشجويان, با بازگويي صحنههاي سرکوب, مطالب تکان دهندهاي در دادگاه, ارائه کردند و مشت انصاري و همپالکيهايش مانند گري سيک را به روشنترين وجهي باز نمودند.

بنا به گزارشات خبرگزاري و مطبوعات رژيم, روز 10 اسفند 78 محاکمهي20 تن از عوامل نيروي انتظامي تهران را, که البته عاملان درجه چندم جنايت خونين کوي دانشگاه بودند, شروع کرد. متهم رديف اول, سرتيپ فرهاد نظري، فرمانده ناحيهٌ انتظامي تهران بزرگ بود.

از 400 شاکي (دانشجو), فقط 81 نفر به اين دادگاه مراجعه کردند. رهامي, وکيل دانشجويان فاش كرد دانشجوياني كه مراجعه نكرده‌اند به خاطر آن است كه احساس تهديد مي‌كرده‌اند و حاضر به‌مراجعه به‌دادگاه  نشده‌اند. وي، در جريان دادگاه، گفت: ‌”جمعي نيروي مسلح“ در دانشگاه ”چنين جرياني را  به وجود آورند. آنها بدون مجوز وارد خوابگاهها شدند.‌اتاقها را آتش زدند، وسايل دانشجويان را تخريب كردند و يكي از دانشجويان را از طبقه سوم پرت كردند“

رامين كريمي، دانشجوي سال آخر حقوق به‌عنوان اولين شاکي (دانشجو) در شكايت خود گفت: «من به‌لحاظ مجروحيت در جبهه‌هاي جنگ، قرص مصرف مي‌كنم و بي‌خبر از حادثه‌، شب هفدهم تيرماه خوابيده بودم كه‌حدود ساعت 7هفت صبح {يعني هنوز حرکت دانشجويان شروع نشدهبود} عده‌يي از مأموران نيروي انتظامي باتون به‌دست با شكستن در اتاق وارد محل سكونت ما دركوي دانشگاه تهران شدند و با الفاظ ركيك شروع به‌ضرب و شتم ما كردند… خودم را به‌بيرون اتاق رساندم و ديدم تعدادي نيروي انتظامي در طول سالن تونلي از باتون تشكيل داده بودند و ما دانشجويان را به‌زور وادار به‌گذشتن از اين تونل مي‌كردند... من خون از سر و صورتم جاري شده بود… اين مأموران بعد ازچند‌مرحله‌كتك‌كاري من را از طبقهٌ سوم به‌پايين پرتاب كردند كه‌موجب شكسته‌شدن چندين نقطه ‌از پا و دستم شد…“

يك دانشجوي ديگر به نام  نويد مقرب اظهار داشت: « صبح خواب بودم كه‌عده‌اي از ماموران نيروي انتظامي به‌همراه تعداد ديگري ... باشكستن در وارد اتاقم شدند. من كه خواب آلود بودم از اين اقدام به‌وحشت افتادم و هرچه از آنان خواستم كه‌من را نزنند، اعتنايي نكردند و درنتيجه ‌براثر ضربه‌لگد يك مامور صورتم مجروح شد كه‌در بيمارستان هفت بخيه‌خورد».

يكي ديگر از شاكيان گفت: «درها را يكي يكي مي‌شكستند و دانشجوها را بيرون مي‌انداختند. شخصي كه در را شكست قبل از هر حرفي با نانچيكو به صورتم زد و با زنجير محكم كمرم رانشانه رفت. بعد با پاي برهنه مجبورم كردند روي شيشه‌ها راه بروم كه در نتيجهٌ آن چند جاي پايم بخيه خورد».

رزاقي، يكي از شاكيان گفت: «با صداي گلوله ‌و فرياد دانشجويان از خواب پريده و در همين حال براثر شليك گاز اشك‌آور مشكل تنفسي پيدا كردم… در حالي كه‌به‌شدت ترسيده بودم به‌سمــت پنجرهٌ اتاق فرار كردم و سعي مي‌كردم كه‌از حفاظ پنجره عبور كنم… سربازها با بـاتون، ضربات شديدي وارد كردند».

رضا نظري ارشد، شاکي ديگر گفت: «به‌آنان گفتم مي‌بينيد كه‌من با لباس استراحت به‌اين‌جا آمدم و كاره‌يي نيستم ولي آن‌قدر با ميلگرد و كابل مرا زدند كه‌بي‌رمق بر زمين افتادم».

حسين عابدپور گفت: «همهٌ ‌آن قسمتهايي كه‌از بدنم كه‌ در جنگ زخمي شده بود، در اين حادثه ‌نيز مورد ضرب و جرح قرار گرفت و همان‌گونه ‌كه ‌انگشتم هنوز از زخم اين حادثه‌چركين است» 

مطالب فوق در دادگاهي که رياست آن را آخوند طباطبايي بر عهده داشته و از روز 10 اسفند 78 (اول مارس 2000) تشکيل شد, ضبط و ثبت ميباشد و در رسانههاي رژيم همان روزها چاپ شد.

به يک نمونه ديگر توجه کنيد: «دكتر كوهي رئيس خوابگاههاي دانشگاه تهران، در جريان بازديد 50 تن از نمايندگان مجلس رژيم از كوي اميرآباد گفت, در جريان حمله به كوي دانشگاه بيش از دو‌هزار نفر از رتبه‌اوليهاي يك‌ونيم‌ميليون داوطلب كنكور سراسري مضروب شده‌اند. دانشجويي به نام‌ جمالي كه نفر اول كنكور سال93 بوده، چشم خود را در اثر پرتاب مستقيم گاز اشك‌آور از دست داد. كجاي دنيا گاز اشك‌آور را در كلهٌ مردم شليك مي‌كنند؟ حال نيز با تهيهٌ ليست 65 نفري از دانشجويان، قرار است آنان بازداشت شوند. كوهي هم‌چنين فاش كرد كه ”نيروي انتظامي تير مستقيم مي‌زد، دانشجويي كه تير به چشمش خورد و مرحوم شد، در دومتري آقاي تاج‌زاده {معاون وزير کشور خاتمي} تير خورد“ كوهي دربارهٌ پاكسازي آثار جنايتهاي پاسداران از در و ديوار  ساختمانهاي كوي دانشگاه گفت: ”بيش از 25ميليون تومان خرج كرديم، پاكسازي كرديم، خون بچه‌ها از كف و در و ديوار خوابگاهها شسته شد و ساختمانها پلمپ  شده است»

بنا بر اين, هم اعتراف رفسنجاني و روزنامههاي رژيم و هم مطالب افاده شده توسط شهود دادگاه, ابعاد وحشيانهي سرکوب را نشان ميدهد. سئوال اين است که آيا انصاري واقعا معني حرفهاي رفسنجاني را نميفهمد؟ يا ميفهمد و عمدا آن را وارونه جلوه ميدهد؟ هرکس که به فرهنگ و اعمال رژيم آخوندي مختصر آشنايي داشته باشد, معني حرف رفسنجاني را که ميگويد: ”مقامات عالي مملكت در مذاكرات فشرده، متمركز و جدي از ريشه,  مسائل را حل كردند”, خوب ميداند. معني حل ”ريشه“اي مسائل, چيزي جز بيان ابعاد دهشتناک سرکوب در تير 78 (ژوئيهي 99) در ايران نيست. رفسنجاني در اوج وقاحت ميگويد:  ”لازم نبود در آن موقع همه چيز با مردم در ميان گذاشته بشود”.

مطالب فوق تصويري از جريان قيام دانشجويان است که سردمداران و مطبوعات رژيم و شهود دادگاه آن را ارائه ميدهند.  هر چند اين تصوير ناقص است, اما تا همين جا بسيار هولناک است.

« وزيرخارجهٌ سوئد طي نامه‌يي كه به‌سفارت رژيم ايران در استكهلم فرستاد، ‌از اعمال قهر پليس عليه دانشجويان ابراز انزجار كرد. در اين نامه تأكيد شده است كه متأسفانه جوانان ايراني كه تنها خواهان آزاديهاي اساسي و حقوق اوليهٌ خويش هستند،‌ با خشونت سركوب مي‌شوند.» 

ايتالياخواستار پايان دادن به «اعمال خشونت آميز عليه تظاهركنندگان در ايران»  شد.

جميز فولي، سخنگوي وزارت خارجه آمريكا، روز 12 ژوئيه طي يك كنفرانس مطبوعاتي گفت: « ما در مورد گزارشهاي حاكي از مداخله گروههاي اوباش تندرو در حمله هاي وحشيانه عليه دانشجويان با همكاري آشكار نيروهاي پليس ابراز نگراني مي كنيم. ما رويدادهاي مشابهي از اين روش قهرآميز را در گزارش حقوق بشر خود درج كرده ايم». 


 

 راديو و تلويزيون رژيم 16 آذر 77 (7 دسامبر 98)

راديو و تلويزيون رژيم 22 آذر 77 (13 دسامبر 98)

 راديو و تلويزيون رژيم 23 آذر 77 (14 دسامبر 98)

 راديو و تلويزيون رژيم 24 آذر 77 (15 دسامبر 98)

راديو و تلويزيون رژيم 25 آذر 77 (16 دسامبر 98)

روزنامه آريا اول ديماه 77 (22 دسامبر 98)

روزنامه آريا 14 اسفند 77 (5 مارس 99)

 ساندي‌تلگراف - 18 ژوئيه 97 (27 تيرماه 78)

 فيگارو 16 ژوئيه 1999 (25 تير 78)   

 روزنامه الرأي اردني 21 ژوئيه 1999 (30 تير 78)

 نيويورك تايمز 18 ژوئيه 1999 (27 تير 78)

 روزنامهٌ كار و كارگر 20 تير 78  (11 ژوئيه 1999)

 روزنامهٌ خرداد 21 تير 78  (12 ژوئيه 1999)

 هفته‌نامهٌ آبان در تير 78  (ژوئيه 99)

 روزنامهٌ صبح امروز 22 تير 78  (13 ژوئيه 1999)

 تلويزيون رژيم 24 تير 78  (15 ژوئيه 1999)

 روزنامه جمهوري اسلامي 26 تير 78  (17 ژوئيه 99)

 روزنامه عصر آزادگان 11 اسفند 78  (2 مارس 2000)    

 روزنامه آريا 13 مرداد 78  (4 اوت 1999) 

خبرگزاري فرانسه 13 ژوئيهي 1999

 خبرگزاري رويتر 13 ژوئيهي 1999

 خبرگزاري فرانسه    

نوشته شده توسط سارا در 88/02/21 |


 

قاضي حداد جنايت كار, علاوه بر اتهامات تكراري اقدام عليه امنيت ملي, تشويش عقايد عمومي, ترويج اكاذيب, اهانت به نظام ”جمهوري اسلامي”, تلاش براي براندازي و ارتباط با سازمانهاي خارجي, دانشجويان دربند پلي تكنيك را به سازمان مجاهدين خلق ايران نسبت داده تا به اين شكل فشار را روي آنها بيشتر كند. دستگاه اطلاعات رژيم آخوندي ميخواهد بگويد كه مي توانيم هر بلايي سرتون بياوريم. ميخواهد اين پيام را به دانشجويان برساند كه در صورت شركت در اعتراض عليه حكومت, بهاي سنگيني بايد بپردازند.
اتهامات مختلف را متوجه بچه ها مي كنند تا بگويند اعتراضات دانشجويي تحت كنترل گروههاي غير قانوني است. پس اعتراضات هم غير قانوني هستند, كه دانشجويان را بترسانند و خانه نشين كنند
واقعيت اين است كه يك حاكميتي اين وسط وجود دارد كه يك مملكتي را اشغال كرده. حاكميت نه به اين خاك تعلق دارد و نه به اين دوره زمونه. مال زمانهاي ما نيست!!!!
 ملت و بخصوص دانشجويان اين حاكميت اشغالگر ديكتاتوري را نميخواهند. پس طبيعي است كه در برابرش مي ايستند و در برابر اين فاشيسم مذهبي مقاومت مي كنند. اين مقاومت هم يك چيزي روي هوا نيست. يك پيكره كامل است. يك سر دارد, يك بدنه و يك ريشه. آخوندهاي حاكم هم اين را خوب مي گيرند و براي همين ميخواهند با اين جور جداسازي ها و اين جور اتهامات, دانشجو را از اين پيكره اي كه صحبت كرديم, جدا كنند. ميخواهند با اينجور فضا سازي ها و دود و دم ها, جنبش دانجشويي را بي پشتوانه و جدا افتاده قلمداد كنند. تا بعد راحت بتوانند صداي آن را خاموش كنند و ياران در بند ما را پاي مصاحبه تلويزيوني بكشانند!!!
علت اينكه اتهاما
حالا اين وسط دفتر تحكيم وحدت بجاي اينكه اين رشته هاي پيوند را سفت و سخت بچسبد و به همراه همان پيكره اي كه عضوش هستيم, طرف حساب حاكميت قرار بگيره و از دانشجويان در بند دفاع كند, و بعد هم با اتكاء به همين مقاومت سراسري و همان نيرويي كه اين حكومت ازش مي ترسد, جلوي اين بي عدالتي ها بايستد, در يك موضع گيري تدافعي و كاملا با قلم وزارت اطلاعات براي برداشتن فشار از روي دانشجويان زنداني, به سازماني كه طي 45 سال مبارزه با دو ديكتاتوري شاه و شيخ, 120.000 شهيد داده و تا امروز با هر سختي و فشاري براي ازادي مردم و ميهنش تلاش و ايستادگي كرده, را لجن مال مي كند.
اگر من امروز اين عمل را محكوم نكنم, فردا به همين ميزان غيرت و انسانيت در من خورده مي شود.
جاي جنبش دانشجويي كه اينجا نيست! جاي جنبش دانشجويي در پيكره مقاومت سراسري است. اتفاقا, اگر جنبش دانشجويي تنها در برابر اين حاكميت قرار بگيرد, آن موقع است كه حاكميت مي تواند هر بلايي كه ميخواهد سرش بياورد. ضمن اينكه اين مقاومت هم وقتي آغاز به كار كرد, همه اعضاي ان دانشجو يا فارغ التحصيل بودند و سازمان جوان بود, و در مسير مبارزه با موانعي برخورد و براي آنها راه حل هاي مناسب كه پاسخگوي آن مرحله از تاريخ جنبش بود, در آورد كه الان در اين نقطه مي باشد. اين كه خيلي فول است كه جنبش دانشجويي ايران, بخواهد از نو شروع كند و در همان دست اندازها بي افتد و به همان راه كارها برسد!!!!
چون اين مسير يك بار طي شده. راهش كوبيده شده و ادامه دهندگان آن هم حي و حاضرند
دعواي ما با حكومت بر سر چيست؟ دعواي مردم ايران با اينها بر سر آزادي است. بر سر حق حاكميت مردم. منو تو دانشجو هم بخشي از همين مردم هستيم. مگر نيستيم؟ مگه دانشجو فرزند آگاه ملتش نيست؟
اگر هست پس بايد روي اصل دعوا بايستد. همين خواسته را هم هزار بار و هزار دفعه تكرار كند.

بگويد آزادي.
روي شعار مرگ بر ديكتاتورت وايستا.
صداي ملتت را فرياد كن.
خواسته هايت رو بشمار

نوشته شده توسط سارا در 88/02/19 |

درود بر سازمان مجاهدین خلق ایران

درود بر پیشاهنگان مبارزه در شهر اشرف

مرگ بر فاشیسم مذهبی جمهوری اسلامی

بیانیه دانشجویان غرب کشور در حمایت از سازمان مجاهدین خلق ایران

بر ارواح پاک مجاهدان شهید دانشجو و خلق قهرمان ما که سینه های خود را 44 سال است در برابر گلوله های دژخیمان تا دندان مسلح سلطنتی و استبداد دینی جمهوری اسلامی آزادانه و سرافرازانه قرار دادند و آسمان تاریخ این سرزمین را با نام خود روشن کردند، درود می فرستیم. از مجاهدین شهید خلقمان برای انحراف به اصطلاح جنبش دانشجویی از حرکت آرمانخواهانه خود با سرافکندگی عذرخواهی می کنیم که چگونه اجازه دادیم عده ای جیره خوار که قصد دارند تز وزارت منفور اطلاعات آخوندی را برای به لجن کشیدن دانشجویان و به انفعال بردن دانشگاه پیش ببرند و در این راه از هیچ تهمت و افترایی به رهبران پاکباز آزادی ایران که از همه چیز خود برای ایجاد دنیای بهتر برای خلق ایران گذشته اند، سر باز نمی زنند، اینچنین با همراهی و حمایت مالی و معنوی سران رژیم آخوندی بر پیکره ی سازمانی بتازند که با 120000 شهید و زندانی صداقت و وفاداری خود را در عمل نسبت به سعادت مردم ایران در طول نیم قرن از فعالیت غرور انگیز خود اثبات کرده است.ننگ بر شما که اینچنین آرمان های خود را به بهایی ناچیز فروختید.تاریخ هیچ گاه خیانت شما را به شهدای خلقمان و به سازمان سرافراز و پاک مجاهدین خلق ایران فراموش نخواهد کرد.روزگاری که پاک ترین فرزندان این سرزمین برای زنده نگهداشتن انسانیت و آزادی در هر کوی و برزن به خاک و خون کشیده شدند و برای هدف خود که به درستی چیزی جز رهایی مردم ایران از سلطنت طاغوت و آخوند چیز دیگری نبود،از همه منفعت های شخصی  برای زندگی بهتر به نفع خلق خود گذشتند،در روزگاری که بهترین جوانان ایران در زیر شکنجه های وحشیانه دژخیمان فریاد آزادی برآوردند و شهادت را بر زندگی آرام و در رفاه کامل برای نجات طبقات تحت سلطه ترجیح دادند و مانند سرو در برابر هجوم وحشیانه مزدوران ایستادند و مردند تا مردم ما را به سوی تکامل رهنمود شوند،کجا بودند این جیره خواران دفتر تحکیم وحدت که اکنون برای خوشایند دشمنان و رژیم ضد خلقی بیانیه علیه سازمان مجاهدین خلق ایران صادر می کنند و مبارزات قهرمانانه پاک ترین جوانان ایران را زیر سوال می برند؟ 

ما به عنوان دانشجویان مستقل دانشگاه های غرب کشور به همه آزادگان اعلام می داریم که جنبش دانشجویی ایران را از این مزدوران ضد خلق پاکسازی خواهیم کرد.اجازه نخواهیم داد که جیره خواران تحکیم وحدت اعتقادات جوانان با ایمان ما را که تنها هدفشان آزادی است به بازی بگیرند.

از همه همرزمانمان در دانشگاه های کشور تقاضا داریم تا با آگاهی کامل از سیاست های فریبکارانه جمهوری اسلامی برای به انفعال کشاندن مواضع دانشجویان در برابر اقدامات ضد خلقی فاشیسم مذهبی و مزدوران تحکیم وحدتی آنها بپاخیزند و از انحراف جنبش دانشجویی به نفع واپس گرایان جلوگیری به عمل آورند.

درود بر سازمان مجاهدین خلق ایران

درود بر مجاهدین همیشه قهرمان اشرف

مرگ بر رژیم آخوندی

 

نوشته شده توسط سارا در 88/02/17 |

دوستان دانشجو ما در دانشگاه چمران اهواز بيانيه اي تنظيم كردند و براي ما فرستادند. اين بيانيه براي ارگانها و مراجع بين المللي و حقوق بشري ارسال شده است. ما هم از ياران دبستاني در دانشگاه هاي سراسر كشور ميخواهيم كه در يك اتحاد گسترده و قوي, در حمايت از يكديگر بلند شويد.

به ياران دبستاني, كه در زمان برخاستن, تركه بيداد را بر نمي تابند, چوب الف را مي شكنند, دشتهاي سترون ياس را به جنگل اميد بدل مي كنند و سنگر آزادي را پاس مي دارند.

 يار دبستاني من

شعر غمستاني نخون

از دل بغض منو تو

جاري شده چشمه خون

شك به شكوفايي نكن

ديكتاتور افتاد ز نفس

خيزش بي وقفه ما زاده طوفانه و بس

ديكتاتور پست و حقير

هرزه بدكيش و عفن

گورش رو باس گم كنه با

قافله ساز و زغن

پشت دانشجو به صف

شيرهاي گرد وطنه

رد مي شيم از سد ستم

خيزش ما سد شكنه

 

بيانيه جمعي از دانشجويان آگاه و بيدار دانشگاه چمران اهواز

می خواهم بنویسم، بنویسم تا که دوستانم را آگاه کنم. دانشجویانی که خود نمی دانند که هستند، چه جایگاهی دارند، و در کجای این جامعه تعریف می شوند. حیف و صد حیف که هنوز خود را نشناخته اند.  و هنوز پی ارزش های والای خود نبرده اند. که اینگونه می شود یک شخصی که به سختی سواد خواندن و نوشتن آموخته و تنها در حد نوشتن گزارشی علیه یک دانشجوست، می تواند به بدترین شکل ممکن او را تحقیر کند. می تواند هر بی احترامی به او کند و هیچ پاسخی نشنود و اگر خدای ناکرده، پاسخی مودبانه شنید آن وقت است که دیگر هیچ چیز و هیچ کس یارای مقابله با خشم آن مردک بی سواد را ندارد.

ببینید کارمان به کجا کشیده شده که در دانشگاه تربیت معلم ماموران نیروی انتظامی با شلیک گلوله دانشجویان را تهدید می کنند و دانشجوی معترض را با بی ادبی تمام به خارج از دانشگاه منتقل کردند و بعد از آن هیچ خبری از آن شد.

به راستی چه بر سر ما دانشجویان آمده است؟ تا کی باید چشم و گوش و دهان خود را مهر و موم کرده و سخن بر نیاوریم؟ این سکوت تا به کی ادامه خواهد داشت؟

دانشگاه سنگرآزاد ي بود ولي مدت هاست که دانشگاه چمران اهواز به خواب عمیق فرو رفته است و هیچ صدایی از آن به گوش نمی رسد. آیا از این سکوت، از این بی حرکتی و از این مردگی خسته نشده اید؟؟؟ آیا وقت آن نرسیده که بیدار شویم و اطراف خود نگاه کنیم و ببینیم که چه خبر است و چه بر سرمان آورده اند؟ آری وقت آنست که به خود آییم و به مزدورانی که در دانشگاه ها به سرکوبمان می پردازند، با مشت بر دهانشان بکوبیم و به آن ها بگوییم که ما دیگر هیچ ترسی از شما نداریم و می خواهیم مقابل این بی احترامی ها که بر ما روا می دارید، بایستیم. وبه آنها مي گويي دانشگاه جاي شمانيست و برويد بيرون ما خواهان احقاق حقوق دانشجویی مان هستیم و می خواهیم آزادانه بیاندیشیم، و ابراز عقیده کنیم و این مهر و موم را از چشم و گوش و دهان خود برداریم و آزاد زندگی کنیم.

بحث دیگر انتخابات است. هر وقت که این واژه را از دهان این آخوندها می شنوم بی اختیار خنده ام میگیرد. به راستی کدام انتخابات؟ مگر در این رژیم دیکتاتوری انتخاب کردن معنایی دارد؟ مگر نه این که رئیس جمهور را 6 نفر با هماهنگی رئیس بزرگ انتخاب می کنند؟ هر چند بنا به ضرورت های دموکراتیک حاکم بر این رژیم دیکتاتوری این انتخاب به جای 1 نفر چند نفر را شامل می شود. که البته دیگر فرقی نمی کند که کدامیک باشندگرچه كه روشن است كه كيست حال یکی با نام اصول گرا و دیگری با نام اصلاح طلب وارد می شود. که هر دویشان معتقد و ملتزم به رهبری و اصول رژیم آخوندی هستند.

یادمان نرفته است که حادثه ی کوی دانشگاه تهران در دوره ی اصلاح طلبان ، در دوره ای که خاتمی داعیه ی آزادی بیان و اندیشه را سر می داد، رخ داد.ياد مان نرفته است كه قتلهاي زنجيره اي و قتل عامهاي 67 دردوره نخست وزيري موسوي بود

بنابراین این را باید بدانیم که ما در تعیین رئیس جمهور آینده ی خود ناتوانیم و هرگز قدرت چنین انتخابی نداریم. و این رژیم است که رئیس جمهور خود را مي گمارد  و خوراك تبليغات خارجي خود مي كند كه انگار مشروعيتي دارد

حضور هر یک از ما در پای صندوق های رأی مهر تأییدی است بر اعمال ظالمانه ی این رژیم. هر چند عده ای تنها به منظور بهتر شدن اوضاع در انتخابات شرکت می کنند اما باید اینان بدانند که آیا بد و بدتر برای تاکنون تفاوتی داشته است؟ اینکه ما هر روز به عقب می رویم و هر روز مشکلاتمان افزوده می شود  دلیلی جز همین انتخاب بین بد و بدتر نبوده است!

پس همگی با هم بیاییم و این انتخابات صوری را تحریم کنیم  چرا که چیزی جز یک دروغ بزرگ نیست.

نوشته شده توسط سارا در 88/02/12 |

احزاب، سازمانها و انجمنهاى سياسى و حقوقى عراق، خواستار لغو محاصره اشرف شدند

احزاب، سازمانها و انجمنهاى سياسى و حقوقى عراق ضمن استقبال از قطعنامه جديد پارلمان اروپا در دفاع از حقوق قانونى ساكنان اشرف، دولت عراق را به لغو محاصره اشرف و تضمين حفاظت، امنيت و سلامت ساكنان آن فراخواندند.

كميته عراقى دفاع از اشرف متشكل از شخصيتهاى سياسى، پارلمانى، عشايرى و آكادميك عراق در بيانيه خود اعلام كرد: تصويب قطعنامه پارلمان اروپا در اجلاس رسمى استراسبورگ در روز جمعه 4ارديبهشت يك پيروزى براى عدالت و دولت قانون و يك دستاورد مهم حقوقبشرى در خنثى نمودن توطئه و زمينهسازى براى يك فاجعه انسانى بود. اين قطعنامه نشان داد كه جامعه بينالمللى حاضر نيست به فشارها و شانتاژهاى فاشيسم مذهبى براى نقض حقوق انسانهاى بيگناه با آويختن به بهانههاى واهى تن بدهد. اين قطعنامه هم‌چنين الگويى از اعمال قانون و عدالت و انساندوستى مورد قبول جامعه بينالمللى را ارائه داد. ما كميته عراقى دفاع از اشرف ازدولت عراق مىخواهيم كه با اتكاء به اين قطعنامه نسبت به اجراء مفاد آن گامهاى عملى برداشته و محاصره اعمال شده برساكنان اشرف را متوقف كند. از پارلمان عراق دموكراتيك مىخواهيم كه براجراء اين قطعنامه نظارت نموده ودرتحقق آن كه اقدامهاى ضرورى را اتخاذ كنند.

تجمع حقوقدانان مستقل عراق به نمايندگى از سوى 12هزار وكيل و حقوقدانان دولت عراق را به اجراى كامل مفاد قطعنامه جديد پارلمان اروپا در دفاع از حقوق قانونى ساكنان اشرف فراخواند. در بيانيه اين تجمع آمده است: با تصويب قطعنامه پارلمان اروپا، عدالت بينالمللى مورد نظر و مطلوب ما در يارى رساندن به ساكنان اشرف در چارچوب قوانين بينالمللى تجسم پيداكرده و در همان حال يك ضربه كشنده و قاطع بر فراخوانهاى تروريسم هستهاى و بنيادگرايى و ديكتاتورى متعصب دينى وارد كرده است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سارا در 88/02/08 |